7 دقیقه مطالعهپارسین دادهسئو و دیده‌شدن

نقطهٔ ورود: اولین جایی که کسب‌وکار شما دیده می‌شود

بیشتر کسب‌وکارها انرژی‌شان را صرف صفحهٔ اصلی می‌کنند، در حالی که مشتری از جای دیگری وارد می‌شود. چطور نقطهٔ ورود واقعی را پیدا کنیم و برایش طراحی کنیم.

This article is also available in English: Entry points: the first place your business gets seen

یک فرض نادرست و بسیار رایج: مشتری از صفحهٔ اصلی وارد سایت می‌شود، منو را می‌بیند، دربارهٔ ما را می‌خواند و بعد به صفحهٔ خدمات می‌رود. در واقعیت، اکثر بازدیدکنندگان هرگز صفحهٔ اصلی را نمی‌بینند. آن‌ها از نتیجهٔ جست‌وجو، از یک لینک در اینستاگرام، یا از معرفی یک آشنا، مستقیم وارد یک صفحهٔ درونی می‌شوند.

آن صفحه، «نقطهٔ ورود» است. و معمولاً همان صفحه‌ای است که کم‌ترین توجه را گرفته.

نقطهٔ ورود واقعی‌تان را پیدا کنید

این یک حدس نیست؛ داده دارد. در گزارش صفحات فرود ابزار تحلیلی‌تان، صفحات را بر اساس «ورود» مرتب کنید، نه بازدید کل. معمولاً نتیجه شوک‌آور است: یک مقالهٔ قدیمی، یک صفحهٔ محصول فرعی، یا صفحه‌ای که فراموش کرده بودید، بیشترین ورودی را دارد.

هر نقطهٔ ورود باید سه کار را خودش انجام دهد

صفحه‌ای که نقطهٔ ورود است نمی‌تواند به بقیهٔ سایت تکیه کند، چون بازدیدکننده شاید هرگز به بقیهٔ سایت نرود. پس هر نقطهٔ ورود باید مستقل باشد.

  1. بگوید این‌جا کجاست و چه کاری انجام می‌دهیم — در همان بخش بالای صفحه، بدون نیاز به اسکرول.
  2. دلیلی برای اعتماد بدهد: نمونه‌کار، عدد، سابقه، یا جزئیات فنی که نشان دهد کار را می‌شناسیم.
  3. یک قدم بعدی روشن پیشنهاد کند — و فقط یکی. سه دعوت به اقدام هم‌ارز، یعنی هیچ‌کدام.

تفاوت نقطهٔ ورود با صفحهٔ اصلی

صفحهٔ اصلی برای کسی ساخته شده که نام شما را می‌داند و آمده ببیند چه کار می‌کنید؛ وظیفه‌اش توزیع ترافیک به بخش‌های مختلف است. نقطهٔ ورود برای کسی ساخته شده که مسئله‌ای دارد و در جست‌وجوی راه‌حل است؛ وظیفه‌اش بستن یک حلقهٔ مشخص است. به همین دلیل ساختار این دو نباید یکی باشد، و به همین دلیل صفحهٔ فرود کمپین هرگز نباید صفحهٔ اصلی باشد.

صفحهٔ اصلی ترافیک را پخش می‌کند؛ نقطهٔ ورود آن را به نتیجه می‌رساند.

نقطهٔ ورود همیشه سایت نیست

برای بخشی از کسب‌وکارهای ایرانی، اولین برخورد در اینستاگرام یا در پاسخ به یک استعلام تلفنی رخ می‌دهد. این هم نقطهٔ ورود است و همان سه وظیفه را دارد. اگر صفحهٔ اینستاگرام شما نمی‌گوید چه می‌کنید و چطور باید سفارش داد، همان ضعفی را دارد که یک صفحهٔ فرود مبهم. نکتهٔ مهم این است که میان این نقاط، پیوستگی باشد: کسی که از اینستاگرام به سایت می‌آید باید همان چیزی را ببیند که انتظارش را داشت.

یک تمرین ساده برای شروع

  1. فهرست پنج نقطهٔ ورود اصلی‌تان را از داده دربیاورید.
  2. برای هر کدام بنویسید: مخاطبش با چه سؤالی آمده، و قدم بعدی چیست.
  3. هر صفحه‌ای که قدم بعدی روشنی ندارد، یکی اضافه کنید — فقط یکی.
  4. یک ماه بعد دوباره اندازه بگیرید: نرخ خروج همان صفحات چه تغییری کرده.

این کار نه بازطراحی سایت لازم دارد و نه بودجهٔ تبلیغات. فقط توجه به جایی که ترافیک واقعاً وارد می‌شود — و همین معمولاً ارزان‌ترین بهبود قابل دسترس برای یک کسب‌وکار است.

اشتراک‌گذاری:تلگرامواتس‌اپایکسلینکدین

پارسین داده

ما در پارسین داده روی طراحی سایت، نرم‌افزار سفارشی و سیستم‌های سازمانی کار می‌کنیم. اگر مسئله‌ای در کسب‌وکارتان هست که فکر می‌کنید با نرم‌افزار حل می‌شود، خوشحال می‌شویم دربارهٔ آن حرف بزنیم.

گفت‌وگو با پارسین

نوشته‌های مرتبط